close
دانلود آهنگ جدید
ماجرای غزل «من خود آن سیزدهم» شهریار / بمناسبت روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار
در شبکه های اجتماعی هوادارم باشید
http://up.baranam.ir/view/2938124/Khoda Ba Mast.jpg

 

خانه بیوگرافی اخبار روزدغدغه‌ها دلنوشته‌ها انتقادات آهنگها عکسها ویدیوها تماس با ما وبسایت راتین رها
درباره مــا
بارانم - وبنوشت رسمی راتین رها
خواننده موسیقی پاپ هستم و متولد سی ام شهریورماه سال 1369 خورشیدی در کرمانم. وبنوشت بارانم رو در دوم تیر 1394 برای ثبت عاشقانه ها و دلنوشته هام ساختم. آدرس سایت رسمی من: http://RatinRaha.ir
آرشیو
لینکها

ماجرای غزل «من خود آن سیزدهم» شهریار / بمناسبت روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار

14 بازدید 27 / 06 / 1398
لایک: :13 مجمـــوع امتیــــاز
۲۷ شهریور؛ روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار گرامی‌باد

داستان زیر، ماجرای تلخ عشق شهریار است که عشقی جان‌گداز و سوزناک را روایت می‌کند که بسیار زیباست و از شما دعوت می‌کنیم تا آن را از زبان خود شهریار در زیر بخوانید...

وقتی كه در كشاكش میدان عشق مغلوب شدم و اطرافیان نامرد معشوقه‌ام را به نامردی ربودند و حُسن و جوانی و آزادگی و عشق و هنرم همه در برابر قدرت زر و سیم تسلیم شدند، در خویشتن شكستم؛ گویی كه لاشه خشکیده‌ام را بر شانه‌های منجمدم انداخته و به هر سو می‌کشاندم.
بهارم در لگدکوب خزان، تاراج طوفان ناكامی شده بود و نیشخند دشمنانم، چونان خنجر زهرآلود دلم را پاره‌پاره می‌کرد. روزگار طاقت سوزی داشتم، آواره شهرها شده بودم، از ادامه تحصیل در دانشگاه طب وا‌مانده بودم و از عشق شورآفرینم هیچ خبری نداشتم، ازدواج كرده بود و نمی‌دانستم خوشبخت است یا نه؟
تقریباً سه‌سال پس از این شكست سنگین به تهران سفر كرده بودم، روز سیزده بدر دوستان مرا برای گردش به باغی واقع در كرج بردند تا باهم انبساط خاطری شود. در حلقه دوستان بودم اما اضطرابی جانكاه مرا می‌فرسود، تشویشی بنیان كن به سینه‌ام چنگ انداخته و قلبم را می‌فشرد، از یاران فاصله گرفتم، رفتم در كنج خلوتی زیر درختی، تنها نشستم و به یاد گذشته‌های شورآفرین تهران اشک ریختم، پر از اشتیاق سرودن بودم، ناگهان توپ پلاستیكی صورتی رنگی به پهلویم خورد و رشته افكارم را پاره كرد، دختركی بسیار زیبا و شیرین با لباس‌های رنگین در برابرم ایستاده بود و با تردید به من و توپ می‌نگریست. نمی‌توانست جلو بیاید و توپش را بردارد. شاید از ظاهر ژولیده‌ام می‌ترسید. توپ را برداشتم و با مهربانی صدایش كردم. لبخند شیرینی زد، جلو آمد دستی به موهایش كشیدم، توپ را از من گرفت و به سرعت دوید.
با نگاه تعقیبش كردم تا به نزدیک پدر و مادرش رسید و خود را سراسیمه در آغوش مادر انداخت.
وای...! ناگهان سرم گیج رفت، احساس كردم بین زمین و آسمان دیگر فاصله‌ای نیست... او بود... عشق از دست رفته من... همراه با شوهر و فرزندش...! آری... او بود... كسی كه سنگ عشق بر بركه احساسم افكند و امواج حسرت آلود ناكامیش، مرزهای شكیباییم را ویران ساخت و این غزل را در آن روز در باغ سرودم.

دانلود آهنگ «من خود آن سیزدهم» با صدای محسن چاوشی

برچسب ها :


ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آخرین اخبار راتین
نظرسنجی
دوس دارین راتین بیشتر در چه زمینه‌ای آهنگ بخونه؟





آمارگیر
    آمار مطالب
    کل مطالب : 684
    آمار بازديد
    افراد آنلاين : 1
    بازديد امروز : 118
    بازديد ديروز : 227
    گوگل امروز : 0
    گوگل ديروز: 14
    بازديد هفته : 1,700
    بازديد ماه : 5,867
    بازديد سال : 151,317
    بازدید کلی : 346,444
    اطلاعات شما
    آی پی : 3.227.249.234
    مرورگر :
    سيستم عامل :