close
تبلیغات در اینترنت
بارانه های راتین رها برای برادرزاده اش
در شبکه های اجتماعی هوادارم باشید
خانه بیوگرافی اخبار روزدغدغه‌ها دلنوشته‌ها انتقادات آهنگها عکسها ویدیوها تماس با ما وبسایت راتین رها
درباره مــا
بارانم - وبنوشت رسمی راتین رها
خواننده موسیقی پاپ هستم و متولد سی ام شهریورماه سال 1369 خورشیدی در کرمانم. وبنوشت بارانم رو در دوم تیر 1394 برای ثبت عاشقانه ها و دلنوشته هام ساختم. آدرس سایت رسمی من: http://RatinRaha.ir
آرشیو
لینکها

صبوری…

97 بازدید 03 / 09 / 1396
لایک: :2 مجمـــوع امتیــــاز

فقط خدا از سِرِ ایام دشوار ۲ماه قبل خدمتم باخبر هست!

روزهایی که تنها معجزه‌ی زندگی‌ام را مرگ می‌دیدم و با آن شوک خواب شبانه که با افکار گسیخته برمن وارد شد و دست کمی از اخوی سکته هم نداشت، حتی به قربتش رفتم؛ اما  افسوس که ناکام رهایم گذاشت!

چه شب‌هایی که در پُست‌های استخوان‌سوز سرمای سرد پادگان به تداعی آن دوران سخت رفتم و بُغضم از تلخی تمام خاطرات از کودکی به جامانده که مثل نوار فیلم جلوی چشمان اشک‌آلودم نمایان می‌شدند، شکست!

رفته رفته گذشت و دل و جانم با شهید گمنامی که در میدان صبحگاه پادگان آرمیده است، آرام گرفت و با جلب نظر فرماندهان مرکز آموزش، با اجرای آهنگ «سربند» که پیش‌تر به "شهید حسن مطهری‌فرد" تقدیم کرده بودم؛ گمان برده بودم که خدایم پاداش تمام سختی آن ۲ماه تیرگان و مردادگان را با عهدی که در آیه قرآنش بسته که می‌گوید: "ان مع العسر یسری" به من بخشیده؛ اما نمی‌دانم باز چه تقدیری برسرنوشتم مکتوب شد که تمام برنامه‌ریزی‌هایم برباد رفت و روزگار خلاف امیالم گذشت؟!!!

آن از داغ برادرزاده‌ام که دنیای بی‌رحم نسبت عمو شدن را که کمترین آرزویم بود، شایسته‌ام ندید و مرخصی پایان‌دوره‌ای که آن همه چشم‌انتظارش بودم را به کل خراب کرد و سپس بلاتکلیفی قول‌های در قالب شعار مانده؛ این روزها ایمانم را عجیب تحت شعاع قرارداده و ابلیس می‌خواهد بین منوخدایم شکرآب شود!!!

حال هم که مجالی برای رهایی از این افکار ناتمام تکراری می‌یابی تا در خود قرار بگیری؛ آنی که دل و روحت را با نیش زهرآگین تیرگان خود گزید، هنوز هم زخم می‌زند!!!

نمی‌دانم چه بگویم؟! اما به گمانم روزگار؛ آدم‌ها را به اندازه‌ی تحمل و صبرشان می‌سنجد و غم‌شان می‌دهد… چه کنم که مرد شدن و وصال آرزوها تاوان دارد؟!!! باید باز هم صبوری کرد… فقط صبوری…!

#مرد_بارونی - ۱۳۹۶/۹/۳

رویای بزرگ شدن!

85 بازدید 25 / 08 / 1396
لایک: :3 مجمـــوع امتیــــاز

هرچند مثل تمام آرزوهای برباد رفته‌ام، طعم شیرین عمو شدن را به تلخی زهر شدن رویاهای محالم سپردم؛ اما برای پرواز #پرنسا شادمانم!!!

چراکه رؤیای بزرگ شدن آرزوی مضحکی بود که در کودکی خیالش را می‌بافتیم؛ غافل از اینکه روزگار به اندازه‌ی #رقم سنمان، #رمق روح و جسم و جانمان را خواهد گرفت.

ما هرسال صادقانه روز تولدمان بغض می‌کنیم و به کذب به هم شادباش هدیه می‌بخشیم!

بزرگ شدن تجربه‌ی سهمگینی بود که به اندازه‌ی تک‌تک ثانیه‌های درگذر عمرمان، ما را در شرایط سخت روزگار به خدایمان بی‌اعتماد کرد و با آرزوهایی که بردل‌هایمان نهاد؛ ایمانمان را نشانه گرفت، عشقمان را بیگانه ساخت و کاسه‌ی سعه صدرمان را لبریزِ از بی‌طاقتی کرد، که هرروزمان بیشتر از همیشه به مرگ می‌اندیشیم.

حال بگو ای معصوم زیبا! با این‌همه تفاسیر، بازهم میل بزرگ شدن داری؟!!!

#مرد_بارونی - ۱۳۹۶/۸/۲۵

 

← عصر پنجشنبه‌اس! خوشبخت‌های آرمیده در زیر خربارهای خاک وطن؛ به ویژه جان‌باختگان زلزله‌ی اخیر کشورمون رو فراموش نکنیم.

آسوده بخواب پَرَنسای عمو!

97 بازدید 11 / 08 / 1396
لایک: :7 مجمـــوع امتیــــاز

دخترک زیبای پاییزی مهر…!

چه آسوده و بی‌درد آرمیده‌ای؟

زیر این خربارها با آن تن ظریف و کوچکت؛ به من بگو کدام گوشه‌ی دنیا را تنگ کرده بودی که به اندازه‌ی یک نیمه‌ی بُرج هم رُخصت ماندنت نداد؟

مجال عمرت؛ همچو فصل پاییز آمدنت چه خزان رفت؟

…و تو چه خوش اقبال بودی که رفتی؟!!!

اگر مانده بودی، عمو برایت بیقرارتر بود…!

اینجا را نبین که آسمانش آبیست، گلهای رنگارنگ دارد و صبحدم پرندگان آواز شکرگزاری سر می‌دهند! اینجا پر از گرگهای آدم‌نماییست که از تن ظریف دخترکان معصوم، آتناهای شهید می‌سازند.

اینجا دختران احساساتشان را پنهان می‌کنند، حقوقشان را نادیده می‌گیرند، دلهایشان را می‌شکنند و همیشه سکوت می‌کنند…

…اما آنجا که هستی، دیگر خیالم آسوده است… آسوده‌تر از آرمیدنت!

.

#مرد_بارونی - پنجشنبه ۱۳۹۶/۸/۱۱


برای شادی روح اموات از دست‌رفته خودتون و دیگران؛ بخصوص پَرَنسا کوچولوی ما که امشب اولین شب‌جمعه‌ی پرکشیدنش هست، یک فاتحه نثار کنید…

برای پرنسا که پر کشید…

94 بازدید 06 / 08 / 1396
لایک: :6 مجمـــوع امتیــــاز

عمو!

امشب رو خوب خوابیدی؟ یا بازم ضربان نوار قلبت وایساد و بدنت از نبود اکسیژن کبود شد؟!

توی بهشت جات راحته؟ یا باز توی اون دستگاه لعنتی، از بلاتکلیفی مرز این دنیا و‌ برزخ خسته شدی؟

خوش به حالت که معصوم اومدی و پاک هم رفتی. تو اصلا زمینی نبودی که بخوای بمونی… کاش اندازه‌ی همین یازده‌روزی که طعم تلخ نفس کشیدن روی زمین بی‌مروت رو چشیدی، ماهم می‌تونستیم خوب باشیم.

عمو! تو مال خدا بودی تا توی بهشتش شفاعتمون کنی. پس اونجا برامون دعا کن.

← هیچوقت فکر‌ نمی‌کردم آهنگی که دوسال پیش خونده بودم؛ این‌روزا وصف حال برادرزاده خودم باشه! 😩

← از همه‌ی نازنینانی که پیام تسلیت فرستادند و همدردی کردند، بسیار سپاسگزارم.

www.RatinRaha.ir/post/151

ماه لبخند زد و من هربار گریستم!

93 بازدید 02 / 08 / 1396
لایک: :5 مجمـــوع امتیــــاز
ماه سه بار لبخند زد و من با هر بارش گریستم…
چه خوش خیال بودم که پوزخند مضحکش را به تبسمی مهربان می‌پنداشتم!!! او جای لبخند، داشت رونمایی بازی جدید سرنوشتم را به سخره می‌گرفت.
این سه هم دیگر عدد نحسی شده!!! تا خودش را ننماید بیخیال آدم‌ها نمی‌شود. انگار از گفتن ضرب‌المثلی که می‌گفت: "تا سه نشه، بازی نشه!" لذت می‌برد و خودش هم باور کرده که باید سه‌بار حق آدم‌ها را زیر نعل آهنین و آتشین روزگار پایمال کند تا از نقشه‌ی جدیدش پرده بردارد.
از آن بی‌وفایی ماه زمینی برج خرداد بگیر تا رفتن به تبعیدگاه اجباری در برج زادروزم …و حالا بعد از این همه چشم انتظاری؛ نمیدانم از عمو شدن و آمدن باران خوشحال باشم یا از دیدن جثه‌ی کوچکش که تحمل این دردها را ندارد، محزون بگریم…؟!!!
آهای قمر و معشوقه‌ی زمین که ستارگان به بی‌همتایی تو حسادت می‌ورزند!!! تو هم‌چنان به نخستین و آخرین ایام ۳۰روزه‌ای که برای انسان‌ها تدارک دیده‌ای بخند… اصلا آن‌چنان قهقهه سر کن تا گوش آدمیان کر شود… ولی ای کاش تمامش کنی که بدجور در زندگی سه شده‌ایم!!! تمامش کن که من خدایم را همیشه مهربان می‌پندارم و نمی‌توانی پشت آن لبخند شیطنت‌آمیز فریبت، این همه بدبیاری را به پای او بنویسی…!
ظاهرت زیباست! اما باطنت؛ اقیانوسی از غم و اندوه دلباخته‌هایی را در خود جای داده که شب‌ها به تنهایی در سکوت مطلق خویش، شاهد اشک‌هایشان بوده‌ای…
برو پشت ابرها خاموش شو و به ایمانم به‌سان آن خرداد پرحادثه مُهر بی‌اعتمادی نزن!!! قدرت پروردگارم در شکستن طلسم تلخ سیاهی خُسوف تو لایزال است و حتما روزی خواهد آمد که جای لبخندهای تمسخرآمیزت؛ گریه‌هایت را نیز خواهیم دید و آنروز، یقیناً روز شادی ماست.
✍ مرد بارونی - بامداد ۱۳۹۶/۸/۲

آخرین اخبار راتین
نظرسنجی
دوس دارین راتین بیشتر در چه زمینه‌ای آهنگ بخونه؟





آمارگیر
    آمار مطالب
    کل مطالب : 521
    آمار بازديد
    افراد آنلاين : 2
    بازديد امروز : 656
    بازديد ديروز : 109
    گوگل امروز : 7
    گوگل ديروز: 5
    بازديد هفته : 765
    بازديد ماه : 7,382
    بازديد سال : 35,352
    بازدید کلی : 230,479
    اطلاعات شما
    آی پی : 54.82.99.169
    مرورگر :
    سيستم عامل :